السيد محمدمهدي بحر العلوم
37
رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى)
است . و هر كه چهل مرحله از مراحل اين قوى از ديگرى دور نشود از عالم آن خارج نشده و با يكديگر جوار دارند . پس اگر جوار و مناسبت در قوّهء عقليّهء ملكيّه است به زبان حال با يكديگر به اين مقال در وصف حالند : أ جارتنا إنّا غريبون هيهنا * و كلّ غريب للغريب نسيب و اگر مجاورت و همسايگى در قوّهء شهويّهء شيطانيّه و سبعيّه و بهيميّه باشد يكديگر را به اين ترانه ياد نمايند :
--> مخفى است و تا چهل مرحله از مرحلهء اول دور نشود آثار به كلّى از بين نمىرود . بنا بر اين اگر عالم شهوت را مثلا داراى مراحل عديدهاى فرض كنيم هنگامى انسان از يك مرحلهء از آن به كلّى خارج مىشود كه از چهل مرحلهء بعد از آن خارج شده باشد و الاّ مجرّد خروج فى الجمله انسان را از آن مرحله خارج نمىكند و ممكنست به عروض عوارضى انسان به مرحلهء اوّل برگردد . همچنين است عالم عقل و غضب و وهم . بنا بر اين كسى حقّا از مرحلهء اول غضب خارج مىشود كه از مرحلهء چهلم خارج شود . و كسى حقّا از مرحلهء پنجم عقل خارج مىشود كه از مرحلهء چهلم خارج شود . و هكذا . . . بايد از هر مرحلهاى كه فرض كنيم چهل مرحله دور شود تا از آن مرحله به كلّى خلاص شود . و ليكن فرق است بين قوهء ملكوتيّهء عقليّه و سه قوهء ديگر ، چون عقل دليل و راهنما است و وجود آن با سه قوهء ديگر معارض . و آن سه قوّه نيز هميشه با عقل در جنگ و نزاعند . و لذا هر دو منزل از منازل چهلگانهء عقل كه فاصلهء بين آنها از چهل كمتر باشد چون با هم همسايه و هم جوارند با يكديگر درد دل نموده و به اين ترانه ياد كنند كه ما دو منزل در اين عالم طبيعت چون گرفتار قواى شهويّه و غضبيّه و وهميّه هستيم غريب هستيم و هر غريب با غريب ديگر فقط آشنائى دارد و بس . ولى هر يك از دو منزل فيما بين منازل چهلگانهء ساير قواى چون خود را مورد هجوم عساكر عقل مىبينند تا سر حد امكان مقاومت نموده و راضى نمىشوند كه مغلوب شده و از آن منزل ارتحال و كوچ نمايند و لذا با يكديگر بدين زمزمه در گفتگو هستند كه تا هنگامى كه كوه « عسيب » برجاست ما در مقابل پى در پى آمدن مشكلات بردبارى و تحمّل خواهيم كرد .